خرید بک لینک

دلتنگی هایم را برایت، با خنکای سوسو زن شب تقسیم میکنم....

باد می وزد...

عطرات می پیچد در من...

مطمئنن پنجره ی اتاق ات را باز گذاشته ای....


...:*


برچسب: نویسنده: بهراد کاشفی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:38

ساعت 4 صبح....

دلتنگی ات طلوع کرده است در من....

برچسب: نویسنده: بهراد کاشفی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:38

دلتنگ ات می شوم و ناگهان تاریخ تغییر پیدا میکند!!....؛

قبله دوباره تغیرر کرد؛

بیت المقدس... کعبه ... و تو......

برچسب: نویسنده: بهراد کاشفی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:38

ساعت و دقیقه ها فشار می اورن... وقت به ساعت دلتنگی...

تلوتلو میخورد جسم در طغیان وحشی ذهن و دل.... مست و کامل هوشیار...دلبری میکند دل تنگی ات همچنان....

برچسب: نویسنده: بهراد کاشفی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:38

وچشمانم می سوزند...

و این سوز بیخوابی نیست....

اتش دارن, برای یک لحظه دیدنت

برچسب: نویسنده: بهراد کاشفی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:38

د د د ل ل ت ت ت نگ می ی شود برایت...
لکنت میگیرد زبانم بین هر فاصله ی شنیدن صدایت....

برچسب: نویسنده: بهراد کاشفی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:38

و مخلوقی افریده شده بود... خدایگان و فرشته هایش درحال زمزمه بودند.... و این احتمالا بعد حواا اولین باری بود ک فرشته ای حاضر نبود , زمینی کند این مخلوق را..... و خدا نگاه انداخت به گوشه ای... روحی دیگر

برچسب: نویسنده: بهراد کاشفی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:38

صفحه بندی